![]() |
دلنوازان |
![]() |
![]() |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 15:19 توسط حامد |
|
|
آمد و رفت
|
|
آمد اما بی صدا خندید و رفت لحظه ای در کلبه ام تابید و رفت آمد از خاک زمین اما چه زود دامن از خاک زمین برچید و رفت دیده از چشمان من پنهان نمود از نگاهم رازها فهمید و رفت گفتم اینجا روزنی از عشق نیست پیکرش از حرف من لرزید و رفت گفتم از چشمت بیفشان قطره ای ناگهان چون چشمه ای جوشید و رفت گفتمش من را مبر از خاطرت خاطراتش را به من بخشید و رفت |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 16:33 توسط حامد |
|
|
دلتنگیم
|
گفتم: سلام گفتی: سلام گفتم: خوبی؟ گفتی: ممنون... سکوت کردم تا بعد از مدتها صدای نفساتو بشنوم... بعد از چند ثانیه این سکوت بهم خورد: گفتی: چته؟ گفتم: د...دل... دلتنگتم... گفتی: بلند بگو صدات نمیاد!... گفتم: دوریت خیلی عذابم میده... گفتی: صدات قطع و وصل میشه... متوجه نمی شم! گفتم: کاری نداری؟ گفتی: آهان... حالا صدات اومد!!! نه کاری ندارم... خداحافظ.... (عکست همه ی حرفامو شنید اما خودت....) خداحافظ ... |
|
2 نوشته شده در
شنبه دهم مرداد 1388ساعت 19:35 توسط حامد |
|
|
هنوزم عاشقتم |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:49 توسط حامد |
|
|
خاری
|
|
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن. براي عشق بمير ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت باش ولي خوب باش |
|
2 نوشته شده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:36 توسط حامد |
|
|
دلیل بودنم
|
|
عشق یه کلمه بود ولی اون معنی عشق من بود زندگی یه اجبار بود ولی اون دلیل زندگی من بود گل یه گیاه بود ولی اون عطر گل بود شعر نوشته است ولی اون تعبیر شعر من بود خواب هم یه عادته ولی اون آرامش خواب من بود حالا من که اونو از دست دادم چه دلیلی برا بودنم پیدا کنم. |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 20:8 توسط حامد |
|
|
عکس
|
|
وقتی خاطره های آدم زیاد میشه دیوار اطاقش پر عکس میشه ولی همیشه دلت واسه اون کسی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 19:58 توسط حامد |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 11:7 توسط حامد |
|
|
در زندگي بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه مي کوبي ابر باش تا منتظرت باشن که بباري
|
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 19:6 توسط حامد |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 20:58 توسط حامد |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 20:55 توسط حامد |
|
|
مرده دل
|
|
اونی که مدعی بود یه دنیا دوسم داره اونی که مدعی بود بدون من میمیره اونی که مدعی بود همه زندگیشم منو خیلی راحت فراموش کرد مثل باد که میاد و میره |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 21:40 توسط حامد |
|
|
ولی بالا غیرتا
دنیا خیلی ......
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 13:7 توسط حامد |
|
|
آخرین مطلب قبل از ....
|
|
همه چیز تموم شد به همین راحتی با ۴ کلمه اما کسی ندید من چطوری تموم شدم شاید کمتر از مال اون من مردم |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 19:2 توسط حامد |
|
|
دلم گرفته آسمون نمیونم گریه کنم شکنجه میشم ازخودم نمیتونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها رو سینه ی من اومده خنده به ما نیومده....
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 17:10 توسط حامد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام و تشکر از حسن انتخاب شما.
اگه کسی مایل به استفاده از مطالب این وبلاگ بود در قسمت نظرات بهم اطلاع بده تا براش میل کنم. با تشکر حامد |
| پیوندها |
|
هم قفس مهر و دوستی شبگرد عاشق |
|
RSS
|